خواجه نظام الملك الطوسي
241
سير الملوك ( سياستنامه ) ( فارسى )
42 - غرض اين كتاب نه اين حكايت است و ليكن چون حكايتى عجيب و غريب بود و موافق افتاد ياد كرده شد . 43 - مقصود از اين باب آن است كه چون روزگار نيك فراز آيد و زمانهء بيمار بگردد نشانش آن باشد كه پادشاه نيك ديدار آيد و مفسدان را كم كردن گيرد و رايهاش صواب افتد و وزير و پيشكارانش نيك باشند و اصيل و هر كارى باهل فرمايند و دو شغل يك مرد را نفرمايند و يك شغل دو مرد را نفرمايند و بدمذهبان را ضعيف كنند و پاك مذهبان را بركشند و ظالمان را دست كوتاه كنند و بر راههاى ايمن دارند و از پادشاه لشكر و رعيّت ترسنده باشند و بىفضلان و بىاصلان را عمل نفرمايند و كودكان را برنكشند 73 و تدبير با پيران و داناان كنند [ 107 a ] و سپهسالارى بپيران كاركرده دهند نه بجوانان نوخاسته ، مرد را بهنر خريدارى كنند نه بزر ، دين را بدنيار نفروشند ، همه كارها بقاعدهء خويش بازبرند و مرتبت هركس را بر اندازهء او ديدار كنند تا كارهاى دينى و دنياوى بر نظام بود و هر كس را بر اندازهء كفايت او عملى باشد و هرچه بخلاف اين رود پادشاه رخصت ندهد و كمابيش كارها را بترازوى عدل و شمشير سياست راست گرداند بتوفيق اللّه تعالى وحده .